![]() |
![]() |
|
| به نام تک نوازنده گیتار محبت |
|
|
+ نوشته شده در
شنبه پنجم خرداد 1386ساعت 16:42 توسط یه رهگذر مث شما |
|
|
اگر داغ رسم قديم شقايق نبود اگر دفتر خاطرات طراوت پر از ردپاي دقايق نبود اگر ذهن آيينه خالي نبود اگر عادت عابران بي خيالي نبود اگر گوش سنگين اين كوچه ها فقط يك نفس مي توانست طنين عبوري نسيمانه را به خاطرسپارد اگر آسمان مي توانست ، يكريز شبي چشمهاي درشت تو را جاي شبنم ببارد اگر رد پاي نگاه تورا باد و باران از اين كوچه ها آب و جارو نمي كرد اگر قلك كودكي لحظه ها را پس انداز مي كرد اگر آسمان سفره ي هفت رنگ دلش را براي كسي باز مي كرد و مي شد به امانت گلي را به دست زمين بسپريم و از آسمان پس بگيريم اگر خاك كافر نبود و روي حقيقت نمي ريخت اگر ساعت آسمان دور باطل نميزد اگر كوهها كر نبودند اگر آبها تر نبودند اگر باد مي ايستاد اگر حرفهاي دلم بي اگر بود اگر فرصت چشم من بيشتر بود اگر مي توانستم از خاك يك دسته لبخند پرپر بچينم تو را مي توانستم اي دور از دور يك بار ديگر ببينم! قیصر امین پور |
|
+ نوشته شده در
جمعه چهارم خرداد 1386ساعت 16:42 توسط یه رهگذر مث شما |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
دستانم بوی گل می داد .
به جرم چيدن گل مرا گرفتند . اما هيچ کس فکر نکرد ، شايد گلی کاشته باشم ! |
|
RSS
|